|
گيلاس آبی |
|
وبلاگ رسمی میلاد تهرانی |
باید نگاهی دوباره به تقویم بیندازم فردا...
سپری می شوند تا شاید
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن 1390ساعت 23:11 توسط علی |
گفتی یک قدم مانده بود تامثل اشک از چشمت بیافتم عزیز من فرق "بغض" تا "گریه" از زمین تا آسمان است!!!!

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت 23:41 توسط علی |
هیچ وقت نفهمیدم چرا درست همان کسی که فکر میکنی با همه فرق دارد
یک روز مثل همه تنهایت می گذارد؟!!

+ نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1390ساعت 15:21 توسط علی |
سال نو رو به تمام مسیحیان عزیر تبریک میگم. امیدوارم در سال پیش رو، بهترین اتفاقات ممکنه براشون رخ بده و البته این آرزو رو برای تمام دوستانی که به این وبلاگ مراجعه میکنند هم دارم :) اینم تبریک سالِ نو میلادی از طرف میلاد عزیز : سال 2012 به همه تون تبــریک میگم دوستان :)
تو این لحظه های عــزیز تحویل سال جدید میــلادی
از تمام کسانی که الان پاریس هستند و نزدیک بــرج ایفل التمــاس دعــا دارم !!! :)
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 21:52 توسط علی |
کوتاه ترین شب ها هم بی تو نمی گذشت... ... رحم کن عشق من امشب شب یلداست!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم دی 1390ساعت 1:34 توسط علی |
نامه هایم که چراغ قلبت را روشن نکرد! امشب تمامشان را بسوزان شاید، بتوانی تنهایی ات را ببینی!!! ... «برگرفته از صفحه فیس بوک میلاد تهرانی»

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آذر 1390ساعت 16:31 توسط علی |
خواستم بدانی که من همچنان به یاد زلزله بم، رودبار و منجیل سقوط هواپیماها و حتی له شدن مورچه ها زیر پای اتفاق های بی حواس بعضی شب ها بسیار گریه میکنم...
+ نوشته شده در شنبه پنجم آذر 1390ساعت 13:32 توسط علی |
می دانم که دیگر
دوستت دارم هایت را برایت بفرستم!!!
دوره نامه و نامه فرستادن گذشته است.
می دانم که پستچی ها فقط
روزنامه ها را به در خانه ها می آورند!
اما بگذار همچنان به همان شیوه قدیمی و پاک
+ نوشته شده در دوشنبه دوم آبان 1390ساعت 22:40 توسط علی |
او درخت ها را قطع می کند برای ساختن پرچم های... حفاظت از محیط زیست!!!

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم مهر 1390ساعت 20:25 توسط علی |
کارهایم عجیب و غریب است و اخلاق بدی دارم ! مزخرف و بی خودی ! و گاهی آنقدر سرد سکوت می کنم که خودت هم نمی فهمی عاشق چه چیــزم شدی ؟!!؟

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390ساعت 2:57 توسط علی |
این روزها معنای زندگی... نهفته در لبخند پرندگان به انسان هایی است که از آخرین تکه ی نان شان هم نمی گذرند!

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم شهریور 1390ساعت 4:13 توسط علی |
کلمات را صادقانه بنویسیم چون او خوب می داند که چه وقت "نماز" ؛ اشتباه چاپی "نیاز " می شود!

+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم مرداد 1390ساعت 14:40 توسط علی |
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم مرداد 1390ساعت 2:14 توسط علی |
تكيه گاهم نيستي آرام جانم نيستي مي وزد طوفان درد بادبانم نيستي! نيستي هروقت محتاج توام امشبي كه سخت محتاج توام امشبي كه مرگ مي خندد به من مي رسم تا لحظه ي تنها شدن قايقي بي بادبان و ناگزير غرق روياهاي قايقران پير بي هدف درگير امواج بلا عشق من را مي برد تا ناكجا تكيه گاهم نيستي آرام جانم نيستي مي وزد طوفان درد بادبانم نيستي «میلاد تهرانی» پ ن: با تشکر از محیا خانم، برای فرستادن این شعر زیبا از میلاد تهرانی!

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390ساعت 18:38 توسط علی |
نظم عمومی بدنت را برهم زدم میــلاد تهــرانی پ ن: علی هارونی: زحمت این پست رو دوست خوبم، فائزه قادری، ادمین فن پیچ گیلاس آبی در فیس بوک، کشیدند. ممنونم فائزه عزیز!
بند چشمانت را هزار بار از اشک تـر کردم
زندانـیان دیگـرت را فـــراری دادم!
عاشق آشوب گر تو این جاست
مرا به انفرادی قلبت بینداز !!!
_________________
+ نوشته شده در شنبه هجدهم تیر 1390ساعت 1:18 توسط علی |